ریتارگتینگ چیست؟

تا به حال محصولی را در یک فروشگاه اینترنتی دیده‌اید و چند روز بعد تبلیغ همان محصول را در سایت‌ها یا شبکه‌های اجتماعی مشاهده کرده باشید؟ این همان ریتارگتینگ است؛ روشی برای هدف‌گیری دوباره کاربرانی که قبلاً با یک برند تعامل داشته‌اند. در این مقاله بررسی می‌کنیم ریتارگتینگ چیست، چگونه کار می‌کند و چگونه با ۷ تکنیک کاربردی می‌توان از آن برای افزایش نرخ تبدیل استفاده کرد. 

ریتارگتینگ یا هدف‌گیری مجدد یک استراتژی بازاریابی دیجیتال است که در آن کسب‌وکار، کاربرانی را که قبلاً با وب‌سایت، اپلیکیشن، تبلیغ یا محتوای آن تعامل داشته‌اند، دوباره هدف قرار می‌دهد.

برای مثال، تصور کنید کاربری وارد فروشگاه اینترنتی شما می‌شود و یک لپ‌تاپ خاص را بررسی می‌کند اما خریدی انجام نمی‌دهد. در صورت فراهم بودن زیرساخت و مجوزهای لازم برای رهگیری، می‌توان این کاربر را در یک دسته مخاطب مشخص قرار داد و بعداً تبلیغ مرتبطی به او نمایش داد؛ مثلاً همان لپ‌تاپ، محصولات مشابه یا پیشنهادی برای تکمیل خرید.

هدف ریتارگتینگ این نیست که صرفاً یک تبلیغ را بارها به یک نفر نشان دهیم. هدف اصلی این است که پیام مناسب را به کاربری که قبلاً نشانه‌ای از علاقه یا تعامل نشان داده است، در زمان مناسب ارائه کنیم.

فرض کنید کاربری برای خرید کفش ورزشی وارد سایت شما می‌شود.

او چند محصول را بررسی می‌کند، اما هیچ‌کدام را نمی‌خرد و سایت را ترک می‌کند.

در یک کمپین ریتارگتینگ می‌توان برای این کاربر سناریویی مانند این طراحی کرد:

بازدید از محصول >> ثبت تعامل >> قرار گرفتن در مخاطب >> نمایش تبلیغ مرتبط >> بازگشت به سایت >> خرید

اگر کاربر یکی از محصولات را به سبد خرید اضافه کرده باشد، پیام تبلیغاتی می‌تواند متفاوت باشد؛ مثلاً به‌جای معرفی دوباره محصول، او را به تکمیل خرید دعوت کند.

بنابراین، ریتارگتینگ زمانی بیشترین معنا را پیدا می‌کند که تبلیغ با رفتار قبلی کاربر ارتباط داشته باشد.

یک مثال واقعی از ریتارگتینگ

خیر. افزایش فروش یکی از مهم‌ترین کاربردهای ریتارگتینگ است، اما تنها کاربرد آن نیست.

یک کسب‌وکار می‌تواند از ریتارگتینگ برای اهداف مختلفی استفاده کند؛ از بازگرداندن بازدیدکنندگان و افزایش نرخ تبدیل گرفته تا فعال‌سازی دوباره کاربران غیرفعال و حفظ ارتباط با مشتریان. در این مسیر، آشنایی با ریتنشن مارکتینگ چیست؟ نیز می‌تواند به طراحی بهتر استراتژی‌های بازگشت و حفظ مشتری کمک کند.

از جمله:

  • بازگرداندن بازدیدکنندگان سایت
  • افزایش نرخ تبدیل
  • تکمیل خریدهای نیمه‌کاره
  • افزایش آگاهی از برند
  • معرفی محصولات جدید
  • جذب لید
  • افزایش ثبت‌نام
  • فروش محصولات مکمل
  • فعال‌سازی دوباره کاربران غیرفعال
  • حفظ ارتباط با مشتریان قبلی

بنابراین بهتر است ریتارگتینگ را یک استراتژی برای تعامل مجدد با مخاطبان قبلی بدانیم، نه صرفاً یک روش برای نمایش تبلیغ مجدد.

برای درک بهتر ریتارگتینگ، باید بدانیم پشت صحنه یک کمپین چه اتفاقی می‌افتد.

در یک سناریوی رایج، ابزار تبلیغاتی یا تحلیلی کسب‌وکار با استفاده از تگ‌ها، پیکسل‌ها یا سازوکارهای مشابه، تعامل کاربران با سایت یا اپلیکیشن را ثبت می‌کند. سپس براساس قوانین تعریف‌شده، گروه‌های مخاطبان ایجاد می‌شوند.

بعد از آن، پلتفرم تبلیغاتی می‌تواند در چارچوب قابلیت‌های خود و قوانین حریم خصوصی، تبلیغ مناسب را به مخاطبان واجد شرایط نمایش دهد.

فرایند را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

کاربر از طریق جست‌وجو، تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی، لینک مستقیم یا هر کانال دیگری وارد سایت می‌شود.

تعامل‌هایی مانند مشاهده صفحه، مشاهده محصول، اضافه کردن محصول به سبد یا تکمیل یک فرم می‌توانند به‌عنوان سیگنال رفتاری مورد استفاده قرار بگیرند.

کاربران براساس رفتار یا ویژگی‌های موردنظر در گروه‌های مختلف قرار می‌گیرند.

برای مثال، می‌توان مخاطب جداگانه‌ای برای بازدیدکنندگان محصول، کاربران دارای سبد خرید رهاشده و مشتریان قبلی ایجاد کرد.

تبلیغ براساس پلتفرم، مخاطب و تنظیمات کمپین نمایش داده می‌شود.

کاربر با مشاهده تبلیغ ممکن است دوباره وارد سایت یا اپلیکیشن شود.

در نهایت، کاربر می‌تواند اقدام موردنظر کسب‌وکار را انجام دهد؛ مانند خرید، ثبت‌نام، ارسال فرم یا درخواست مشاوره.

سه مفهوم مهمی که هنگام مطالعه ریتارگتینگ با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید عبارت‌اند از پیکسل، کوکی و تگ.

پیکسل(Pixel): یک قطعه کد یا سازوکار فنی است که می‌تواند برای ثبت برخی رویدادها و تعاملات کاربر مورد استفاده قرار بگیرد.

کوکی(Cookie): داده‌ای است که در مرورگر ذخیره می‌شود و در برخی روش‌های رهگیری برای تشخیص یا مرتبط کردن تعاملات کاربر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تگ(Tag): کدی است که روی صفحات سایت قرار می‌گیرد تا رویدادها و داده‌های موردنیاز ابزارهای مختلف ثبت یا ارسال شوند.

البته فناوری تبلیغات دیجیتال در سال‌های اخیر تغییرات زیادی کرده و اتکا به کوکی‌های شخص ثالث مانند گذشته نیست. بنابراین نوع داده، روش رهگیری و امکان اجرای ریتارگتینگ به پلتفرم، مرورگر، تنظیمات کاربر و قوانین حریم خصوصی بستگی دارد.

ریتارگتینگ فقط یک روش واحد نیست و می‌توان آن را براساس رفتار کاربر، کانال ارتباطی و نوع تبلیغ به شکل‌های مختلف اجرا کرد.

در این روش، کاربرانی که قبلاً از سایت بازدید کرده‌اند، دوباره هدف قرار می‌گیرند.

برای مثال، اگر شخصی از صفحه یک دسته‌بندی بازدید کرده باشد، می‌توان تبلیغات مرتبط با همان دسته‌بندی را در ادامه مسیر به او نمایش داد.

در ریتارگتینگ محصول، رفتار کاربر نسبت به محصولات مشخص مورد توجه قرار می‌گیرد.

برای مثال:

کاربر محصول A را مشاهده کرده است >> تبلیغ محصول A نمایش داده می‌شود.

یا:

کاربر محصول A را مشاهده کرده است>> محصول A به همراه چند محصول مشابه نمایش داده می‌شود.

این روش برای فروشگاه‌های اینترنتی که تعداد زیادی محصول دارند، کاربرد زیادی دارد.

در ریتارگتینگ داینامیک، محتوای تبلیغ براساس رفتار کاربر می‌تواند به‌صورت خودکار تغییر کند.

فرض کنید کاربری سه مدل گوشی موبایل را مشاهده کرده است. به‌جای اینکه همه کاربران یک بنر یکسان ببینند، سیستم می‌تواند تبلیغی متناسب با محصولات مشاهده‌شده یا کالاهای مرتبط نمایش دهد.

مزیت اصلی این روش، شخصی‌سازی بیشتر تبلیغات است.

در این مدل، کاربران براساس تعامل قبلی خود با سایت، اپلیکیشن یا محتوای برند، در پلتفرم‌های اجتماعی واجد شرایط دریافت تبلیغات مجدد می‌شوند.

برای مثال، کاربر ممکن است ابتدا از سایت برند بازدید کند و بعد در یک شبکه اجتماعی تبلیغ مرتبطی از همان برند مشاهده کند.

ریتارگتینگ شبکه‌های اجتماعی

در این روش، رفتار کاربر نسبت به محتوای ویدیویی می‌تواند مبنای ایجاد Audience قرار بگیرد.

برای مثال، می‌توان کاربرانی را که بخش مشخصی از یک ویدئو را مشاهده کرده‌اند، برای یک پیام تبلیغاتی بعدی در نظر گرفت.

این نوع ریتارگتینگ برای بازگرداندن کاربران اپلیکیشن کاربرد دارد.

برای نمونه:

  • کاربر اپلیکیشن را نصب کرده اما مدتی است از آن استفاده نکرده است.
  • کاربر محصولی را در اپلیکیشن مشاهده کرده اما نخریده است.
  • کاربر خرید قبلی داشته و می‌توان محصول مرتبطی به او پیشنهاد داد.

در این روش، مخاطب براساس نوع تعامل کاربر ایجاد می‌شود.

مثلاً:

  • کاربر ویدئو را دیده است.
  • روی تبلیغ کلیک کرده است.
  • فرم را شروع کرده اما تکمیل نکرده است.
  • محصول را به سبد اضافه کرده است.
  • صفحه خاصی را مشاهده کرده است.
  • چند بار از سایت بازدید کرده است.

هرچه تقسیم‌بندی براساس رفتار واقعی کاربر دقیق‌تر باشد، امکان طراحی پیام مرتبط‌تر نیز بیشتر می‌شود.

Search Retargeting با Site Retargeting یکسان نیست.

در Site Retargeting، سابقه تعامل کاربر با سایت یا دارایی‌های دیجیتال برند مبنای هدف‌گذاری است.

در Search Retargeting، تمرکز بر سیگنال‌های مرتبط با جست‌وجوی کاربر و هدف‌گذاری مخاطبان براساس این سیگنال‌هاست.

بنابراین نباید هر نوع هدف‌گذاری تبلیغاتی را صرفاً به دلیل شباهت مفهومی، «ریتارگتینگ سایت» در نظر گرفت.

دو واژه ریتارکتینگ و ریمارکتینگ در بازاریابی دیجیتال بسیار به هم نزدیک هستند و در بسیاری از منابع حتی به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

در کاربرد سنتی، ریتارگتینگ بیشتر به نمایش مجدد تبلیغات برای کاربرانی اشاره داشت که قبلاً با یک سایت یا برند تعامل داشته‌اند؛ در حالی که ریمارکتینگ می‌توانست به روش‌هایی مانند ارتباط مجدد از طریق ایمیل با مشتریان یا لیدهای قبلی اشاره کند.

اما امروزه این مرز کاملاً ثابت نیست و پلتفرم‌های مختلف از این اصطلاحات با تعاریف متفاوت استفاده می‌کنند.

ریتارگتینگ معمولاً به هدف‌گیری مجدد کاربرانی اشاره دارد که قبلاً با یک برند یا دارایی دیجیتال آن تعامل داشته‌اند.

ریمارکتینگ در مفهوم گسترده‌تر به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که برای برقراری ارتباط مجدد با مخاطبان یا مشتریان قبلی انجام می‌شود.

معیارریتارکتینگریمارکتینگ
هدفتعامل مجدد با مخاطبتعامل مجدد با مخاطب یا مشتری
کانال رایجتبلیغات دیجیتالایمیل، تبلیغات و سایر کانال‌ها
مخاطبکاربران تعامل‌کردهمشتریان، لیدها و کاربران قبلی
کاربردبازگرداندن کاربرفعال‌سازی یا حفظ ارتباط

نکته مهم این است که در منابع و پلتفرم‌های امروزی، این دو اصطلاح همیشه با مرز مشخص استفاده نمی‌شوند؛ بنابراین بهتر است هنگام کار با هر پلتفرم، تعریف همان پلتفرم را ملاک قرار دهید.

ریتارگتینگ می‌تواند برای کسب‌وکارهای مختلف کاربرد داشته باشد؛ اما نوع اجرای آن باید با چرخه خرید و رفتار مشتری متناسب باشد.

فروشگاه‌های اینترنتی می‌توانند کاربران را براساس مشاهده محصول، سبد خرید، خرید قبلی و دسته‌بندی موردعلاقه تقسیم کنند.

برای کسب‌وکارهای خدماتی می‌توان کاربرانی را که صفحه خدمات، قیمت یا فرم درخواست را دیده‌اند، در مخاطبان مختلف قرار داد.

در SaaS، هدف لزوماً خرید فوری نیست. می‌توان کاربرانی را که نسخه آزمایشی را شروع نکرده‌اند، ثبت‌نام کرده‌اند یا در مرحله‌ای از قیف متوقف شده‌اند، دوباره هدف قرار داد.

در B2B، چرخه تصمیم‌گیری معمولاً طولانی‌تر است. ریتارگتینگ می‌تواند برای حفظ ارتباط با کاربرانی که محتوای تخصصی، صفحه خدمات یا فرم درخواست را بررسی کرده‌اند، مورد استفاده قرار بگیرد.

اگر ترافیک سایت بسیار کم باشد، مخاطب کافی شکل نگیرد یا مسیر خرید و پیشنهاد ارزش مناسبی وجود نداشته باشد، ریتارگتینگ ممکن است عملکرد محدودی داشته باشد.

همچنین برای محصولات یا خدماتی که چرخه خرید بسیار کوتاهی دارند، باید زمان‌بندی کمپین با دقت بیشتری انجام شود.

اکنون به بخش عملی مقاله می‌رسیم. تفاوت بین یک کمپین ساده و یک کمپین ریتارگتینگ حرفه‌ای، معمولاً در تقسیم‌بندی، زمان‌بندی، پیام، شخصی‌سازی و بهینه‌سازی مشخص می‌شود.

رفتار کاربری که فقط صفحه اصلی را دیده با کسی که محصول را به سبد خرید اضافه کرده، یکسان نیست.(پرسونای مشتری چیست؟راهنمای کامل طراحی پرسونا)

می‌توانید کاربران را براساس موارد زیر تقسیم کنید:

  • صفحه بازدیدشده
  • محصول مشاهده‌شده
  • دسته‌بندی مورد علاقه
  • تعداد بازدید
  • مدت زمان تعامل
  • سبد خرید
  • خرید قبلی
  • تعامل با تبلیغات
  • اقدام انجام‌نشده

این تقسیم‌بندی به شما اجازه می‌دهد برای هر گروه پیام متفاوتی طراحی کنید.

یک پیام واحد برای همه کاربران، معمولاً نمی‌تواند نیازهای همه آن‌ها را پاسخ دهد.

 برای هر مرحله از قیف فروش پیام متفاوت بسازید

برای کاربری که فقط سایت را دیده، معرفی برند، مزیت رقابتی یا دسته‌بندی محصولات می‌تواند مناسب‌تر باشد.

برای کسی که محصول مشخصی را دیده، نمایش همان محصول یا محصولات مشابه می‌تواند ارتباط بیشتری با رفتار قبلی او داشته باشد.

اگر کاربر چند صفحه یا چند محصول را بررسی کرده است، می‌توان پیشنهاد دقیق‌تری بر اساس علاقه او طراحی کرد.

پیام کمپین می‌تواند روی تکمیل فرایند خرید تمرکز داشته باشد.

در این مرحله، به‌جای تبلیغ محصولی که کاربر خریده است، می‌توان محصولات مکمل یا پیشنهاد خرید مجدد را بررسی کرد.

هرچه تعداد محصولات و Audienceها بیشتر باشد، شخصی‌سازی دستی تبلیغات دشوارتر می‌شود.

ریتارگتینگ داینامیک می‌تواند این فرایند را تا حدی خودکار کند.

برخی کاربردهای آن عبارت‌اند از:

  • نمایش محصول مشاهده‌شده
  • نمایش محصولات مشابه
  • فروش مکمل(محصول مرتبط دیگر)
  • Upsell(همان نوع محصول اما بهتر و گران تر)
  • پیشنهاد محصولات مرتبط با رفتار کاربر

برای مثال، اگر کاربر یک دوربین را مشاهده کرده باشد، تبلیغ می‌تواند همان دوربین یا محصولات مرتبط مانند لنز و لوازم جانبی را پیشنهاد دهد.

زمان‌بندی در ریتارگتینگ اهمیت زیادی دارد.

کاربری که یک ساعت قبل محصولی را مشاهده کرده با فردی که سه هفته قبل همان محصول را دیده، در یک مرحله از تصمیم‌گیری نیست.

پاسخ یکسانی برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد. این زمان به نوع محصول، طول چرخه خرید و رفتار مخاطب بستگی دارد.

برای محصولات خرید فوری ممکن است پنجره کوتاه‌تری منطقی باشد، در حالی که برای کالاها یا خدمات گران‌تر و تصمیم‌گیری‌های پیچیده‌تر، پنجره طولانی‌تر می‌تواند بررسی شود.

خیر.

می‌توان برای مخاطب های مختلف پنجره‌های متفاوتی تعریف کرد.

اگر یک تبلیغ بیش از حد به یک کاربر نمایش داده شود، ممکن است تجربه کاربری نامطلوبی ایجاد کند.

هدف این است که برند در ذهن مخاطب باقی بماند، بدون اینکه تبلیغات به عامل مزاحمت تبدیل شوند.

برای تنظیم دفعات مناسب باید مواردی مانند:

  • نوع محصول
  • مدت چرخه خرید
  • اندازه مخاطب
  • بودجه
  • کانال تبلیغاتی
  • رفتار کاربران

را در نظر گرفت.

رفتار کاربر باید روی پیام تبلیغاتی اثر بگذارد.

رفتار کاربرپیام پیشنهادی
مشاهده محصولیادآوری محصول
مشاهده چند محصولپیشنهاد محصولات مرتبط
رها کردن سبددعوت به تکمیل خرید
خرید قبلیمحصول مکمل
غیرفعال شدنپیشنهاد بازگشت

به این ترتیب، به‌جای نمایش تبلیغات عمومی، می‌توانید یک سناریوی ارتباطی متناسب با مرحله کاربر ایجاد کنید.

راه‌اندازی کمپین پایان کار نیست.

برای بهینه‌سازی می‌توانید عناصر مختلف کمپین را آزمایش کنید.

دو نسخه متفاوت از یک تبلیغ را اجرا کنید و عملکرد آن‌ها را براساس KPI مشخص مقایسه کنید.

عنوان، متن کوتاه و پیشنهادهای مختلف را آزمایش کنید.

برای مثال:

  • مشاهده محصول
  • تکمیل خرید
  • دریافت پیشنهاد
  • مشاهده تخفیف
  • ثبت درخواست

فرمت‌ها و تصاویر مختلف ممکن است عملکرد متفاوتی داشته باشند.

همیشه لازم نیست برای ریتارگتینگ تخفیف ارائه کنید. می‌توان پیشنهادهای مختلف مانند ارسال رایگان، محصول مکمل یا مزیت خدماتی را نیز آزمایش کرد.

ممکن است یک مخاطب نرخ کلیک بالایی داشته باشد اما نرخ تبدیل پایینی ایجاد کند. بنابراین نباید تنها یک KPI را ملاک موفقیت قرار داد.

برای اجرای کمپین، می‌توان مراحل زیر را دنبال کرد.

قبل از ایجاد مخاطب و طراحی تبلیغ، مشخص کنید دقیقاً چه نتیجه‌ای می‌خواهید:

  • فروش
  • لید
  • ثبت‌نام
  • بازگشت کاربر
  • افزایش تعامل
  • خرید مجدد

هدف کمپین باید قابل اندازه‌گیری باشد.

مشخص کنید چه کاربرانی ارزش بازگشت دارند.

برای مثال:

«کاربرانی که طی ۱۴ روز گذشته صفحه محصول X را مشاهده کرده‌اند اما خرید نکرده‌اند.»

هرچه تعریف مخاطب دقیق‌تر باشد، طراحی پیام نیز آسان‌تر خواهد بود.

همه کاربران را در یک گروه قرار ندهید.

مخاطبان جداگانه برای بازدیدکننده، کاربر علاقه‌مند، سبد رهاشده و مشتری قبلی ایجاد کنید.

بسته به پلتفرمی که برای تبلیغات استفاده می‌کنید، ممکن است لازم باشد تگ یا ابزار مربوطه روی سایت یا اپلیکیشن نصب شود.

قبل از اجرای کمپین، صحت ثبت رویدادها را بررسی کنید.

برای هر گروه، پیام مرتبطی ایجاد کنید.

مثلاً:

بازدیدکننده محصول >> معرفی همان محصول

سبد رهاشده>> تکمیل خرید

مشتری قبلی >> محصول مکمل

بودجه باید براساس اندازه مخاطب، ارزش تبدیل و اهداف کسب‌وکار تعیین شود.

تعداد دفعات نمایش و مدت حضور کاربر در مخاطب را مشخص کنید.

پس از اجرای کمپین، داده‌هایی مانند کلیک، هزینه، تبدیل و درآمد را بررسی کنید.

براساس داده‌های واقعی، مخاطب، پیام، بودجه، زمان‌بندی و فرمت تبلیغ را اصلاح کنید.

مخاطب مناسب یکی از پایه‌های اصلی کمپین ریتارگتینگ است.

مخاطبان ریتارکتینگ

این کاربران آشنایی اولیه با برند دارند اما ممکن است هنوز محصول خاصی انتخاب نکرده باشند.

این گروه معمولاً سیگنال رفتاری مشخص‌تری ارائه می‌دهد.

می‌توان براساس الگوی مشاهده، علاقه احتمالی کاربر را مشخص کرد.

این گروه معمولاً باید پیام متفاوتی از بازدیدکننده عادی دریافت کند.

برای این گروه، هدف می‌تواند بازگرداندن کاربر به مرحله‌ای باشد که فرایند را متوقف کرده است.

برای مشتریان قبلی می‌توان کمپین‌های خرید مجدد، فروش مکمل یا معرفی محصولات جدید طراحی کرد.

کاربرانی که برای مدتی با سایت یا اپلیکیشن تعامل نداشته‌اند، می‌توانند مخاطبان جداگانه‌ای باشند.

در بسیاری از کمپین‌ها لازم است برخی کاربران از دریافت تبلیغ حذف شوند.

برای مثال، اگر کاربر محصولی را خریداری کرده است، نمایش تبلیغ همان محصول ممکن است منطقی نباشد.

کاربر تازه‌وارد و کاربر دارای سبد رهاشده نیاز یکسانی ندارند.

اگر دفعات کنترل نشود، تجربه کاربر می‌تواند تحت تأثیر قرار بگیرد.

در بسیاری از کمپین‌ها باید خریداران از تبلیغ محصول خریداری‌شده حذف شوند.

اگر کاربر محصولی را بررسی کرده و تبلیغ کاملاً نامرتبط ببیند، احتمالاً پیام کمپین ارتباط کافی با نیاز او ندارد.

کمپینی که هدف آن مشخص نیست، معیار موفقیت مشخصی نیز نخواهد داشت.

زمان نامناسب می‌تواند باعث کاهش ارتباط پیام با مرحله تصمیم‌گیری کاربر شود.

اگر تمام کمپین‌های ریتارگتینگ با تخفیف اجرا شوند، ممکن است کاربر به خرید فقط در زمان تخفیف عادت کند.

بخش مهمی از تعاملات کاربران از طریق موبایل انجام می‌شود؛ بنابراین تجربه تبلیغ و صفحه مقصد باید برای این دستگاه مناسب باشد.

اجرای کمپین بدون تحلیل داده، امکان تشخیص مشکلات و بهینه‌سازی را محدود می‌کند.

ریتارگتینگ الزاماً به یک کانال خاص محدود نیست.

یکی از شناخته‌شده‌ترین شکل‌های ریتارگتینگ، نمایش تبلیغات در شبکه‌های نمایش است.

می‌توان Audienceهای واجد شرایط را در برخی پلتفرم‌های اجتماعی هدف قرار داد.(واتساپ مارکتینگ چیست؟ راهنمای جامع بازاریابی در واتساپ)

تعامل کاربر با ویدئو می‌تواند در برخی سناریوها برای ایجاد مخاطب مورد استفاده قرار گیرد.

برای کاربرانی که اطلاعات تماس آن‌ها را با مجوز لازم در اختیار دارید، می‌توان از ایمیل برای تعامل مجدد استفاده کرد.

در صورتی که کاربر اطلاعات تماس خود را با شرایط لازم در اختیار کسب‌وکار قرار داده باشد، کانال‌های مستقیم نیز می‌توانند بخشی از استراتژی بازاریابی مجدد باشند.

برای کاربران اپلیکیشن نیز می‌توان سناریوهای فعال‌سازی مجدد و خرید مجدد ایجاد کرد.

بنابراین ریتارگتینگ را بهتر است به‌عنوان یک استراتژی تعامل مجدد در نظر بگیریم، نه صرفاً یک نوع بنر تبلیغاتی.

فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی لوازم دیجیتال دارید.

مسیر کاربر می‌تواند به این شکل باشد:

ورود به سایت >> مشاهده محصول>> خروج>> ریتارگتینگ>> بازگشت>> اضافه کردن به سبد >> خرید

تبلیغ می‌تواند همان محصول یا چند محصول مشابه را به او یادآوری کند.

می‌توان براساس محصولاتی که بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، پیام مرتبط‌تری طراحی کرد.

در این مرحله، هدف اصلی می‌تواند بازگرداندن کاربر به سبد خرید باشد.

به‌جای نمایش دوباره همان محصول، می‌توان محصول مکمل یا خرید مجدد را پیشنهاد کرد.

می‌توان کمپین فعال‌سازی مجدد طراحی کرد؛ مثلاً معرفی محصولات جدید یا پیشنهاد مرتبط با سابقه خرید.

جمع‌بندی

ریتارگتینگ یکی از روش‌های کاربردی برای بازگرداندن کاربران و تبدیل تعامل‌های قبلی به اقدام ارزشمند است. با تقسیم‌بندی مخاطبان، شخصی‌سازی پیام، زمان‌بندی مناسب و تحلیل مداوم داده‌ها می‌توان کمپین‌های مؤثرتری اجرا کرد. در بانک یاب نیز می‌توانید با شناخت بهتر رفتار مخاطبان و استفاده از استراتژی‌های هدفمند، مسیر بازگشت کاربران و افزایش نرخ تبدیل را بهینه‌تر کنید.